احمد بن محمد ميبدى

180

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

خود جاى دهد و حركات و سكنات او را به شرط ادب درآورد . و ما فردا او را به حضور خود فرود آوريم و گوئيم بيابيا ، ، كه امروز بازار تو است و هركه را از تو بهره‌ايست به قدر نصيب وى او را به سرائى فرود آر ، و آشنايان را در حضور بپذير كه ما در ازل چنين حكم كرديم . . . . الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ . آيه . خداوندى كه هرچه آفريد جفت آفريد و هركس را همسرى فراهم كرد و مانندى در پيوست و شكلى در او بست ، كه وحدانيت و فردانيت صفت ويژهء اوست و حق و سزاوار او ! كه فرمود : من چيزها را جفت آفريدم تا دليل يكتائى من باشد . . . . وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً . آيه . به كمال قدرت و جمال ربوبيّت خود ، از نسل كسى چندين هزار كس بيرون آورد با طبعها و رنگها و صورتها و سيرتهاى گوناگون ! چندانكه دو كس نه‌بينى كه به يك دگر در خوى و منش مانند و يا در صورت و سيما باهم نمون باشند ، كه خداوند بر دلها بىبر رسيدن آگاه ، و در كوشيدن از آسودن بىنياز است و اين پندى است از من بنده را ، يعنى كه چون مىدانى كه من گوشوان ( آگاه و شنوا ) هستم و بر دلها و كرده‌ها و گفته‌ها ديده‌بانم ، تو هم مراقبت به كار دار و حق ما بجاى آر . و مراقبت بنده آنست كه پيوسته با حق مىنگرد و نظر حق پيش چشم خويش مىدارد و چون داند كه از او غافل نيند ، پيوسته در احتياط و برحذر ماند . لطيفه : كسى به چوپانى بگذشت كه گوسفندانى به چرا داشت ، او را گفت يكى از اين گوسفندان به من به فروش گفت : از آن من نيست كه بفروشم ، گفت : اگر پرسند برگو كه گرگ بخورد ! چوپان گفت : پس خدا كو ؟ آن كس را اين سخن خوش آمد و رفت آن چوپان و همه آن گوسفندان را از صاحبش بخريد ! ! [ آيات 9 - 6 ] تفسير لفظى 6 - وَ ابْتَلُوا الْيَتامى حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا . يتيمان را بيازمائيد ، اگر از ايشان راست راهى و نگه داشت مال بينيد مالهايشان را بدهيد و به گزاف و پيشى گرفتن بر رشد و بلوغ آنان ، نخوريد وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً . و هركس از قيّمها و سرپرستها كه بىنياز باشد بايد دست از مال يتيمان پاك دارد ولى هركس كه بىچيز و تهىدست باشد مىتواند به‌اندازهء نياز خود و به داد از مال آنها بخورد و چون مالشان بدستشان دهيد گواهانى بر اقرار آن به گرفتن مال گيريد كه خداوند را گواهى و پسنديده‌كارى و شمار خواهى پسنديده است . 7 - لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيباً مَفْرُوضاً . مردان از آنچه پدر و مادر و خويشان گذارند بهره‌ايست و زنان را نيز از آنچه پدران و مادران و خويشان گذارند بهره‌ايست كم يا زياد ، بهر تقدير آنان را بهره‌اى مقرر است . 8 - وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً . هنگامى كه خويشان و يتيمان و مسكينان در قسمت مال حاضر باشند ، به آنها چيزى از تركه بدهيد و برايشان سخن نيكو و دعاى نيك كنيد . 9 - وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا